تبليغاتX
بقچه کتاب

بقچه کتاب

لبه تیغ

 

نویسنده: سامرست موام

مترجم: مهرداد نبیلی.

 

موضوع کتاب بر اساس واقعیت است. داستان مردی است که در جنگ جهانی اول٬ دوستش به خاطر نجاتش کشته می شود و وقتی لاری از جنگ برگشته دچار یک جوری بی تفاوتی می شود و دنبال زندگی شخصی خود نمی رود . نویسنده داستان از آنجایی که به مرور زمان با لاری آشنا می شود زندگی او را با توجه به مشاهداتش می نویسند. این داستان سرگدشت جوانی است که در باره خدا و هدف زندگی و  مرگ سوال هایی که دارد و نویسنده با هنرمندی تمام داستان را می نویسد. و تمام حرف ها لاری درباره ی سفر های مختلفی که به کشورهایی که داشته می نویسد تا بالاخره بفهمد آیا لاری به اشراق و خدا شناسی رسیده است یا نه؟ . بهترین خوبی داستان این است که نویسنده به خواننده القا نمی کند حتما همان گونه است که لاری می گوید اما حرف های لاری دلنشین و خوب است.

 البته تمام داستان نام لاری نیست بلکه شخصیت هایی هستند که همه جذاب هستند و داستانی برای خود دارند که کنار داستان لاری کامل می شوند. تمام کسانی که با لاری به نوعی ارتباط داشتند زندگیشان در این کتاب ۳۷۰ صفحه ای آمده.

شاید این کتاب سوال هایی را در ذهن ایجاد کند. به بعضی جواب می دهد و بعضی هم نیاز به تجربه و مشاهدات و تحقیق دارد. شاید هر کدام از کسانی که این کتاب را بخوانند زندگی و منش لاری ته دلشان را قلقلک بدهد و از وجود همچین آدمی بی اندازه لذت ببرند. از بی تکلفیش٬ مهربانی و اینکه خود را برای تفکر و ذهن دیگران به زحمت نمی اندازد و همان است که دیگران می بینند. بر عکس خیلی از افرادی که با او مرتبط هستند و نمی توانند لاری را درک کنند و به او انگ احمق بودن و نادان بودن می زنند . اما...خودتون بخونید!

پی نوشت:

وقتی کتابو خوند با خودم گفتم ای کاش ما هم کسانی رو داشتیم تا با این نوع قلمبتونند خشکی دینو کم کنند و در قالب داستان به خورد ما بدهند. تا شاید کمی تامل کنیم و دربارش بفهمیم. تا شاید سنگینی کتاب های مذهبی آزارمون نده و خوانده و نخوانده کتاب رو گوشه ای نندازیم.

بهاره الف.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

در رویای بابل

" به گمانم من

از جمله به این دلیل

هرگز گارگاه خصوصی نشدم

که بیش از حد

در رویای بابل بودم."

 

در رویای بابل از موفق ترین و ماندگار ترین آثار ریچارد براتیگان، نویسنده نوآور آمریکایی، است. رمانی در نهایتا جذابیت، که حاصل تجربیات اعجاب انگیزه نویسنده در عرصه خلاقیت ادبی است. این اثری همتا و حتی فراتر از صید قزل آلا در آمریکا است که سنت شکنی ادبی در آمیزه ای از رازهای سنتی (داستان کاراگاهی و رمان علمی – تخیلی) به نمایش می گذارد: براتیگان در بهترین براتیگان بازی اش.

 

 در رویای بابل/ریچارد براتیگان/ ترجمه :پیام یزدانجو/چاپ دوم بهار 1387/ قیمت:3400 تومان/ نشر چشمه.

 

گاهی اوقات میگیم: وای اگر این کار رو نکنی نصف عمرت بر فناست یا اگر این رو نخوندی یا ندیدی و ..... نصف عمرت بر فناست. حالا باید گفت اگر این کتاب رو نخونی نصف عمرت بر فناست!!! از خوندن این کتاب لذت می برید زیاد!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

آی زندگی!!!

آی زندگی!

(قصه های کوتاه سینمایی)

حبیب اله حداد

 

 

این کتاب واقعا بوی زندگی میده، وقتی داری یه تیکه از کتاب رو می خونی که داره درمورد یه شخصیت توضیح میده احساس می کنی همون لحظه یه قلم مو داره در و دیوار و محله و... رو توی ذهنت نقاشی می کنه. تصویر سازی که توی کتاب میشه با کمترین کلماتی که بتونی تصورش رو بکنی و نخوای حتی تعلل کنی توی خوندن ادامه داستان یا داستانهای دیگه.

 کتاب تشکیل شده از 9 داستان کوتاه که همه داستانها در یه محله میگذره که در همه انها پسرک داستان نقش راوی رو داره. هر یک از داستانها همراه با عکس و نام یکی از فیلم های سینمایی همراه شده است.

 

1-      جنجال جمعه ( به یاد فیلم؛ حسن کچل، علی حاتمی)

2-      زائر (به یاد فیلم؛ خانه خدا، جلال مقدم)

3-      یا زهرا (به یاد فیلم؛ روز واقعه، شهرام اسدی)

4-      بچه سر راهی (به یاد فیلم، شاید وقتی دیگر، بهرام بیضایی)

5-      آی زندگی (به یاد فیلم؛یک اتفاق ساده، سهراب شهید ثالث)

6-      سینما شیرین (به یاد فیلم؛لات جوانمرد، مجید محسنی)

7-      فراری (به یاد فیلم؛گوزن ها،مسعود کیمیایی)

8-      مادر(به یاد فیلم؛ مادر، علی حاتمی)

9-      کلاس اول (به یاد فیلم؛خانه دوست کجاست، عباس کیارستمی)

 

قسمتی از داستان "کلاس اول"

روز اول مهر 1338 ه ش. زندگی در خانه ما قبل از طلوع خورشید شروع می شد و بعد از غروب تمام. مینا به زور نمازش را خواند. من زودتر از همه بیدار شده بودم. همگی سر سفره صبحانه نشسته بودیم. کیف سر جایش بود. سرم را زیر شیر آب گرفتم. به ماهی ها سلام دادم. سر سفره، در پناه مادرم مثل یک بچه مدرسه ای، مثل یک مرد! نشسته بودم. پنیر خیکی! چای شیرین. اما کو اشتها!؟

"خب مثل بچه آدم بیا جلو صبحانه ات رو بخور!"

صدای رعد آسای پدرم بود. خیز برداشتم. اولین لقمه در گلویم ماند. گیر کرد. تا مادرم امد به پشتم بزند "پدر سوخته حمال" پدرم باعث شد لقمه را قورت بدهم. راحت شدم. چای ام را بهم می زدم تا شیرین شود، چه سر و صدایی راه انداخته بودم!

-          "چت شده! استکان چای! نه کافه!"

بابام گفت و بلند شد. یونیفرم نظامی اش را پوشید. آیا او می دانست از امروز من مدرسه ای می شوم!؟ شاید نه. نام نویسی را مادرم انجام داده بود. لب و دهانم را با دست پاک کردم نه با آستین! پریدم توی راهرو. پدرم بند پوتین هایش را می بست. کهنه زیر زین دوچرخه اش را بیرون کشیدم، تند و سریع شروع کردم به تمیز کردن طوقه ها، تمیز بود. اما می خواستم حواس پدرم را به خود جلب کنم. پدرم تنه دوچرخه را گرفت و از در خانه بیرون برد. مکثی کرد من و مادرم ایستاده بودیم به تماشا. کلاهش را به سرش کشید از زیر نقاب کلاهش نگاهم کرد. ترسیدم، خواستم برگردم، نشد. مادرم پشتم بود.

-          ""پدر سوخته! دوست دارم درس بخونی ها!"

شنیدم! خودش بود پدرم بود که حرف زد. بهترین و دلچسب ترین فحش زندگی ام. "قربون بابای خودم" پس او هم می داند. کاش جرات داشتم و او را در آغوش می گرفتم. کاش می شد!!

مات و براق شده بودم. دست در جیب برد. سکه ای بیرون کشید و به طرفم پرت کرد. توی هوا قاپ زدم. "حالا شاه کیه، من کی ام!" از همه کلاس اولی های دنیا من خوشبخت تر بودم. مادرم از خوشحالی ام می خندید. پدرم سوار دوچرخه شد و رفت.

 

 

قسمتی از داستان "سینما شیرین"

هر وقت روزگار بر مادرم تنگ می شد، او چادرش را سرش می انداخت، گالش هایش را ور می کشید و می رفت شاه عبدالعظیم. همراه سید زهرا خاله. هر دو غصه هایشان را می دادند و با چند بسته آب نبات قیچی بر می گشتند. گاهی هم با یک کوزه ماست. ولی آنروز بوی رفتن به شاه عبدالعظیم نمی آمد. اوضاع وخیم تر بود.

مادرم برای همسایه ها پشتوانه ای بود. ابی دایی، هر وقت برایش بار تازه از میدان می آوردند. تا از دست مادرم دشت نمی کرد. نمی فروخت. به سبکی دست "سد خانوم" اعتقاد داشت. از دور و نزدیک هم برای رفع چشم زخم......

 

قسمتی از داستان "مادر"

عمه مهین، نمک می پاشید. شر به پا می کرد. بابام را انگولک می کرد. فتنه ای بود این عمه مهین! آقا صلصالی چند تا کفتر داده بود تا کباب کند ببرد برای مادرم، نبرده بود، گفته بود ضرر دارد. روز دوم بستری شدن مادرم یکی از ماهی ها مرد. توی باغچه چالش کردم. چقدر گریه کردم. به مینا وقتی گفتم:

"اگر مادر ..."

معطل نکرد زد تو دهنم. لای دندان هایم مزه خون را چشیدم. خوب کاری کرد دستش درد نکنه مادر نباید بمیرد، حالا زوده، مینا شوهر نکرده، عروسی اش نزدیک است. طورا خیلی کوچک است من دوست دارم روز اول مدرسه رفتنم مادرم پشت سرم آب بپاشد. دهان خونی ام را که داشتم می شستم. مینا در آغوشم کشید. دو تایی گریه کردیم. مادرم ازارش به پشه نمی رسید.......

 

آی زندگی! / حبیب اله حداد/داستانهای کوتاه فارسی/ چاپ اول 1381/ انتشارات هله.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

دیوانه وار

دیوانه وار/ کریستیان بوبن/ ترجمه : مهوش قویمی/ چاپ سوم: 1384/ انتشارات :آشیان /قیمت:1500 تومان

 

نوشته پشت جلد کتاب: در زندگی هایمان باید زندگی دو گانه ای داشته باشیم و در قلب هایمان خونی دو گانه، شادی همراه با رنج، خنده همراه با اندوه، مثل دو اسبی که به یک ارابه بسته شده اند و هر یک، دیوانه وار، ارابه را به سوی خود می کشند. پس در جاده ای برفی، سوارکارانی هستیم که در جستجوی ردپایی، در جستجوی اندیشه ای سلیم، پیش می تازیم و زیبایی ، گاه مانند شاخه ای فرود آمده بر چهره مان سیلی می زند، و زیبایی، گاه مانند گرگی افسانه ای به ما یورش می بردو گلویمان را پاره می کند.

 

بخشی از کتاب: فرارها بعد از مرگ گرگ شروع شد؛ البته به گفته پدر و مادرم. خودم فکر می کنم که فرارهایم مدت ها پیش از آن شروع شده بود. فقط آشکار و قابل رویت نبود. گذراندن ساعاتی طولانی به تماشای آتشی که در چشم های یک گرگ شعله می کشد، در حقیقت سفر به آخر دنیاست. همین امروز هم، در این اتاق سفید رنگ، اگر بخواهم سفر کنم به پنجره نزدیک می شوم و مدتی طولانی به آسمان نگاه می کنم، آن قدر نگاه می کنم  تا گرما و مهربانی یک گرگ را در آن ببینم.

 

 

درباره نویسنده: کریستیان بوبن در سال 1951 در کروزو (فرانسه) به دینا آمد. ابتدا دبیر فلسفه و سپس در بخش روانی، پرستار بود. وی تاکنون بیش از بیست رمان منتشر کرده و از حوالی سال 1985 به عنوان نویسنده ای چیره دست شهرت یافته است.

دیوانه وار را یکی از شاهکارهای مسلم کریستیان بوبن می دانند؛ رمانی شاعرانه که ما را به تفکر و تعمق بر می انگیزد و در عین حال، چون از زبان دختری پر جنب و جوش روایت می شود، گاه و بی گاه لبخندی نیز بر لب هایمان می نشاند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

کتابهای خونده شده در سال 1387

1-     بانو و آخرین کولی سایه فروش (کیکاووس یاکیده)

2-     کولی پیراهن تنگ یک خواب بلند (کیکاووس یاکیده)

3-     عطر سنبل عطر کاج

4-     بادبادک باز

5-     در بهشت 5 نفر منتظر شما هستند.

6-     چراغ ها را من خاموش می کنم. (زویا پیرزاد)

7-     امینه

8-     سه کتاب(زویا پیرزاد)

9-     ایمان

10- صد سال تنهایی

11-  کلیسای جامع

12- نکته های کوچک زندگی (جلد 1)

13- عقاید یک دلقک (هانریش بل)

14- کافه پیانو

15- یک روز دیگر

16- آدم و حوا

17- پیامبری از کنار خانه ما رد شد.

18- هزاران خورشید تابان

19- دلگرمی ها

20- جاناتان مرغ دریایی

21- وقتی نیچه گریست.

22- محمد(ص) پیغمبری که از نو باید شناخت.

23- شازده کوچولو

24- ناطور دشت (البته هنوز چند فصل آخریش مونده تا در سال 88  خونده بشه)

 

 

 

کتاب انسان و سمبولهایش رو هم گرفتم اما هنوز در من حسی القا نشده واسه خوندن کتاب مربوطه!!! انشاالله در سال جدید!!!!!!!!!! از کافه پیانو به غیر از یک جمله کتاب چیز دیگه ای به دلم ننشست و نمی دونم چه جوری کتاب به چاپ چهاردهم هم رسید (البته تا جابی که من اطلاع دارم شاید بیشتر هم شده !!!!!) گور به گور ویلیلم فاکنر هم موجود است اما حسی هم واسه خوندن این کتاب نیست امید آنکه در سال ۸۸ سر به راه تر شویم!!!

بلاخره  این زور گابریل گارسیا مارکز بر ما چربید و این کتاب رو تموم کردم و چقدر حال کردم. خیلی خوشم امد.

وقتی نیچه گریست به نظر من بهترین کتابی هست که با ترس می رفتم سراغش انگار داشت منو به چالشی درون خودم می کشوند.

و با خوندن عقاید یک دلقک که دوباره خوانی داره میشه در ابتدای سال 88 به من جسارت میده. از این کلمه جسارت وقتی که دارم این کتاب رو می خونم خیلی خوشم میاد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

once a week won,t kill you

هفته ای یه بار آدمو نمی کشه.

نویسنده: جی.دی.سلنجیر

اثر معروف: داستان بلند ناتور دشت.

مترجم: امید نیک فرجام . لیلا نصیری ها

قیمت: ۲۸۰۰ تومان

اصولا نثر سلنجیر یک نثر منحصر به فرد داره. مخصوصا اگر مترجم خوب از پس ترجمه کتاب بر اومده باشه فکر نمی کنین یک داستان خارجی می خونید. خیلی رون و وارد به اصول داستان نویسی است.

این مجموعه شامل ده داستان کوتاهه٬ که بهترین داستان ٬ همون داستان هفته یه بار آدمو نمی کشه. حتی از روی اسم مجموعه میشه سلیس بودن نثر داستان و البته ترجمه خوب اونو حدس زد.

مهمترین نکته مثبت درباره سلنجیر خلق دیالوگ های عالی است. اصلا اهل اطلاعات دادن به خواننده از راه دیالوگ نویسی نیست. (در واقع بدترین نوع دادن اطلاعات از این طریقه.) دیالوگ ها رو در حالت طبیعی و کاملا مستقیم جواب نمیده. یعنی یه جاهایی مخاطب چرت و پرت جواب میده و این روند داستانو طبیعتی تر می کنه. انگار دوتا آدم واقعی جلو روت نشستن و دارن باهات حرف می زنن. کشمکش ها و تکه کلام های  منحصر به فرد شخصیت ها توش به چشم می خوره. به خوبی از طریق دیالوگ نویسی شخصیت های داستان می سازه.

مثلا در همین داستان: صداها در داستان خیلی تاثیر داره. مثل صدای مارش سوزا که نشانی از جنگه و یک قطعه جاز گوش دادن برای فرار از محیط.

نویسنده از دانای کل بودنش استفاده کرده برای ساختن یک شخصیت دم دستی برای زن داستان. (در واقع این زن ستیزی در بیشتر آثار سلنجیر به چشم می خوره) از زیبایی های ظاهری زن برای تحقیرش استفاده می کنه و جزییات و اصلا نمی گه. و این نکته جالب اینه که شوهر در حال رفتن به جنگ و همسرش در فکر خرید پارچه. و دیالوگ هایی که نویسنده خلق کرده روابط خراب زن و شوهر از طریق چرت جواب دادن به سوال ها و حرف ها نشون میده. act های داستان هنگام دیالوگ گفت خیلی خوب طبیعی از آب دراومده. مثل:

مرد جوان حلقه دود کج و کوله ای فرستاد سمت سقف. به زن گفت : تو مجبور نبودی بلند شی.    - خودم دلم خواست.

زن گفت: عزیزم مگه بیلی نمی تونس این کارهارو انجام بده؟  مرد جوان گفت چی؟ صدای کلفت آدم هایی رو داشت که آتش به آتش سیگار می کشن.  (زن باز همون جمله رو می گه) مرد: میشه رادیو رو روشن کنی...

جالب اینجاست که سلنجیر از کوچک ترین چیز موجود در ذهنش داستان خلق می کنه که به این میشه خلاقیت گفت. داستان مورد بحث درباره یک مردی که قرار به جنگ بره٬ و این مرد با همسرش رابطه زناشویی خوبی نداره. و از یک خاله نیم دیونه که هنوز توی دوران جونیش سیر می کنه نگهداری می کنه. و خیلی جالب که المان های دیونگی خاله رو با چیز های ریزی مثل: پوشیدن لباس خواب ساتن قرمز و کتونی های سفید میده. و این مرد نگران خاله اش هست و مرتب سفارش اونو به همسرش می کنه ولی میدونه همسرش فقط می گه باشه عزیزم ولی اصلا حواسش نیست. به هر حال خوندن آثار سلنجیر خالی از لطف نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط بهاره الف  | 

در قلمرو پادشاهان

ماجرا از اونجا شروع میشه که من اصلن دید خوبی نسبت به کتاب هایی که شاید بشه گفت تاریخی هستن رو ندارم. چون همیشه توی تاریخ قوم غالب تاریخ رو به نفع خودش تفسیری مجدد کرده و یه چیزهایی محو شدن و یه چیزهایی هم پررنگ ترشدن.

اما خوندن کتاب "در قلمرو پادشاهان" البته با عنوان نویسنده کارمن بن لادن مخصوصا با توجه به نام فامیل میشه گفت که غلغلکی به جان همه می افته برای خوندن کتاب و سر در آوردن از کل ماجرا .

 

در قلمرو پادشاهان (inside the kingdom) / نوشته: کارمن بن لادن/  ترجمه: علیرضا میر اسدااله/ ناشر: نشر ثالث/ چاپ دوم: 1384/ بها: 2800 تومان

سایت اینترنتی: www.salesspub.com  

 

نوشته پشت جلد:

 در سال 1974 کارمن بن لادن، زنی نیمه ایرانی و نیمه سوئیسی، به ازدواج یکی از پسران خانواده بن لادن در امد. او جوان و عاشق پیشه بود. زنی آزاد بود و اروپایی که به خانواده مرتجع با فرهنگی پیچیده و استثنایی پیوست. در عربستان سعودی او سرتا پا پوشیده و با روبند و ......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

چراغ ها را من خاموش می کنم.

چراغ ها را من خاموش می کنم

 

 چراغ ها را من خاموش می کنم/ زویا پیرزاد/ چاپ اول 1380 چاپ بیست و دوم 1384/ نشر مرکز/ قیمت : 2950 تومن.

 

خوندن رمان ایرانی زیاد مطابق با مزاج رمان خوانی ایرانی من همراه نیست. ترجیحا ورق زدن کتابهای تکراری رو به هر نوع رمان ایرانی ترجیح می دم. اما چه جوری افتادم در فکر خوندن کتاب "چراغ ها را من خاموش می کنم" رو هنوز نمی دونم.

تا اینکه روزی کتاب بصورت امانت رسید به دستم.

با یه سرچ ساده توی اینترنت می شه اطلاعات زیادی رو بدست آورد.

اما من نمی دونم آدم ها چرا باید همیشه در پی یه چیزی باشن.

تا یه سریال تلویزیون تموم میشه همه می گن : آخرش اصلن خوب تموم نشد و .... ونقدهای تندی در رابطه با همین کتاب که کتاب حرفی برای گفتن ندارد.

 

"چراغ ها را من خاموش می کنم" کتاب جالبی هست. حداقلش این بود که تونست دید منو نسبت به رمان ایرانی عوض کنه و همه رو به یه چوب نزنم.

 

دلم مخواد بشینم ساعت ها به شخصیت "کلاریس" فکر کنم. شخصیت شاید ساده ای که واسه من پر رمز و راز بود.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 دی1387ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

نوری در اتاق زیر شیروانی

دانلد ناشنوا

 

 

نوری در اتاق زیر شیروانی/ شل سیلور استاین/ ترجمه :حمبد خادمی/انتشارات :پنجره/ بها : ۱۵۰۰ تومن/چاپ اول ۱۳۸۴/ قطع جیبی

 

هیچ وقت به این چرت و پرت هایی که نوشتن که این کتاب واسه رده سنی نمی دونم ب هست یا ج یا هر چی توجه نکنید. اصل اینه که اونی که توی دستت هست یه کتاب هست که تو برش داشتی و می خوای بخونیش.

این عکس یکی از شعر های کتاب "نوری در اتاق زیر شیروانی" هست یه خورده بهش توجه کنید... عاشق این شعره می شید. مطمعن باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط کرم کتاب  | 

دلگرمی ها

من بزرگتر از هر آنچه هستم که بر سرم می آید.

همگی این رویدادها، غم ها ، ناملایمات و رنج ها پشت در است؛

من در خانه ام و کلید با من است.

                                                                          چارلز اف. لومیز، نویسنده (1859-1928)

 

 

مجموعه گزین گویه های دلگرمی ها

تعالی بخشیده به اندیشه ها در لحضات کاستی

 

 دو زبانه (انگلیسی و فارسی)/گرداوری: جین لو، مایکل ال مین/ برگردان: محسن فخری/ انتشارات: کاروان/چاپ دوم 1387/ قیمت : 1500 تومان.

 

نوشته پشت جلد کتاب :  

آدم ها، گاهی دلشان می خواهد از اظطراب و کارهای که بر عهده شان است فرار کنند، خصوصا وقتی مشکلات و دردسرها آنقدر خسته کننده می شود که زندگی روزمره را تحت الشعاع قرار می دهد. باید با مشکلاتی دست و پنجه نرم کنند که وقتشان را می گیرد و نیرویشان را، چه جسمی و چه روحی، هدر می دهد. گاهی طوری می شود که انگار تنها تر از همه اند و می ترسند.

همه ما احتیاج به تشویق ها و دلگرمی هایی داریم تا به تحریک وادارمان کند. سخنانی که در این کتاب گردآمده، طوری انتخاب شده که در مسیر زندگیمان به ما انگیزه بدهد و دلگرم مان کند و هر روزی که در زندگی پر مشغله مان احتیاج به حمایت داشتیم به کمکمان بیاید....

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط کرم کتاب  |