م- ع. سپانلو
متولد 1319 تهران. فارغ التحصیل رشته حقوق. "سپانلو" یکی از مشهورترین شاعران نسل دوم شعر نوست. او جدی ترین منظومه سرای شعر معاصر است و با منظومه "پیاده رو ها" خود را در هیات شاعری جسور و حرفه ای در محافل ادبی مطرح ساخت. پیشنهاداهای او در شیوه روایت, استفاده از دایره وسیع واژگانی و نگاه طناز و منتقدانه به زندگی مدرن شهری و تکیه بر المانهای ویژه پایتخت, لقب "شاعر تهران" را برای او به دنبال داشت. از دیگر مجموعه های او می توان اشاره کرد به : "خانم زمان", "ژالیز یانا" و "هجوم". وی معرف و مترجم آثار شاعران بزرگی چون "سن ژون پرس" و "آپولینر" نیز بوده است. این عضو کانون نویسندگان در ان سوی مرزها نیز ناشناخته نیست. وی نشان شوالیه نخل آکادمی فرانسه و نیز جایزه شعر "ماکس ژاکوب" را نصیب خود ساخته است. علاوه بر اینها "سپانلو" دستی هم در نقد شعر و داستان دارد و از اثار او دراین زمینه می توان "نویسندگان پیشروی ایران" و "چشم انداز شعر امروز ایران" را نام برد. اشعار او به چندین زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شده است. "سپانلو" تا به حال دو بار نیز بازیگری سینما را تجربه کرده است. شعر زیر از مجموعه چاپ نشده "افسانه شاعر گمنام" آمده است.
سپاه, در مارپیچ مورچه وارش, به شهر ویران برگشت نگاه ماه مزاحم بود در قلمرو تاریکی
قبیله های فلاخن به دست
نشانه می رفتند:
پریدن فلاخن ها به سوی مردمک ماه
(همیشه می زدگان به ماه شک دارند)
و چون غبار سواران گذشت
پیاده گان سکوت در خمخانه های مدفون- که اکتشاف زمین لرزانده
به مجلس شراب نشستند
سکوت شوره و شبنم سکوت کشور مغلوب
خیال کج فاتحان- که هیچ ردی از مردم شکست خورده نمی یافتند
به سوی هر پرنده وهمی که می گذشت, کمان می گشود
خوراکشان مزه لاشه داشت
عرق, به تنبلی خون, از حلقشان فرو می رفت
سیاه مست و تنه لش که می شدند
برای نو شدن استعاره ها
از سخن سرا می خواستند
که قلب دلبرشان را به غنچه پیکان تشبیه کند
سخن سرا پاسخ داد:
"سمعاً و طاعتاً البته..."
(البته ...ما پرندگان گرسنه چگونه نغمه سراییم؟)
سرود او از کتیبه های آجری این همه بنای شکسته می آمد
که نام بومی معمار و نام اجنبی سلطان
- به خط ثلث - بر ان نقش است
سرود او پر از نهیب محصل بود
و نوحه زنانی
که شوهری مسکین, به جای مالیات, ادا می کرد
پر از نیایش اوباش
که به تصویری بی حد و مرز سجده می اوردند
کتابهای مکارم
که عهده دار پرورش کودکان سقط جنین اند