once a week won,t kill you
نویسنده: جی.دی.سلنجیر
اثر معروف: داستان بلند ناتور دشت.
مترجم: امید نیک فرجام . لیلا نصیری ها
قیمت: ۲۸۰۰ تومان
اصولا نثر سلنجیر یک نثر منحصر به فرد داره. مخصوصا اگر مترجم خوب از پس ترجمه کتاب بر اومده باشه فکر نمی کنین یک داستان خارجی می خونید. خیلی رون و وارد به اصول داستان نویسی است.
این مجموعه شامل ده داستان کوتاهه٬ که بهترین داستان ٬ همون داستان هفته یه بار آدمو نمی کشه. حتی از روی اسم مجموعه میشه سلیس بودن نثر داستان و البته ترجمه خوب اونو حدس زد.
مهمترین نکته مثبت درباره سلنجیر خلق دیالوگ های عالی است. اصلا اهل اطلاعات دادن به خواننده از راه دیالوگ نویسی نیست. (در واقع بدترین نوع دادن اطلاعات از این طریقه.) دیالوگ ها رو در حالت طبیعی و کاملا مستقیم جواب نمیده. یعنی یه جاهایی مخاطب چرت و پرت جواب میده و این روند داستانو طبیعتی تر می کنه. انگار دوتا آدم واقعی جلو روت نشستن و دارن باهات حرف می زنن. کشمکش ها و تکه کلام های منحصر به فرد شخصیت ها توش به چشم می خوره. به خوبی از طریق دیالوگ نویسی شخصیت های داستان می سازه.
مثلا در همین داستان: صداها در داستان خیلی تاثیر داره. مثل صدای مارش سوزا که نشانی از جنگه و یک قطعه جاز گوش دادن برای فرار از محیط.
نویسنده از دانای کل بودنش استفاده کرده برای ساختن یک شخصیت دم دستی برای زن داستان. (در واقع این زن ستیزی در بیشتر آثار سلنجیر به چشم می خوره) از زیبایی های ظاهری زن برای تحقیرش استفاده می کنه و جزییات و اصلا نمی گه. و این نکته جالب اینه که شوهر در حال رفتن به جنگ و همسرش در فکر خرید پارچه. و دیالوگ هایی که نویسنده خلق کرده روابط خراب زن و شوهر از طریق چرت جواب دادن به سوال ها و حرف ها نشون میده. act های داستان هنگام دیالوگ گفت خیلی خوب طبیعی از آب دراومده. مثل:
مرد جوان حلقه دود کج و کوله ای فرستاد سمت سقف. به زن گفت : تو مجبور نبودی بلند شی. - خودم دلم خواست.
زن گفت: عزیزم مگه بیلی نمی تونس این کارهارو انجام بده؟ مرد جوان گفت چی؟ صدای کلفت آدم هایی رو داشت که آتش به آتش سیگار می کشن. (زن باز همون جمله رو می گه) مرد: میشه رادیو رو روشن کنی...
جالب اینجاست که سلنجیر از کوچک ترین چیز موجود در ذهنش داستان خلق می کنه که به این میشه خلاقیت گفت. داستان مورد بحث درباره یک مردی که قرار به جنگ بره٬ و این مرد با همسرش رابطه زناشویی خوبی نداره. و از یک خاله نیم دیونه که هنوز توی دوران جونیش سیر می کنه نگهداری می کنه. و خیلی جالب که المان های دیونگی خاله رو با چیز های ریزی مثل: پوشیدن لباس خواب ساتن قرمز و کتونی های سفید میده. و این مرد نگران خاله اش هست و مرتب سفارش اونو به همسرش می کنه ولی میدونه همسرش فقط می گه باشه عزیزم ولی اصلا حواسش نیست. به هر حال خوندن آثار سلنجیر خالی از لطف نیست.
شاید خوندن چند سطری در مدح و ستایش یک کتاب یا بلعکس تاثیری داشته باشه توی انتخاب کتابی که می خوای از قفسه یه کتابفروشی بر داری.